آخرین اخبار

برگزاری آیین هفت منبران در داراب؛اشک ریزان شمع ها در خلوت حاجتمندان جوان

به گزارش فردای دارابداود میاندهی در ایرنا نوشت: کوچه و خیابان درماتم است، تن پوش مشکی بر تن آدمها و شهر نشسته ؛ بلندگوها ولوله به پا کرده اند و خیابان ها شلوغ است اما با این حال جوانان در کوچه پس کوچه های قدیمی شهر داراب، هفت منبران را با اشتیاق طی می کنند و […]

اشتراک گذاری
02 آبان 1394
266 بازدید
کد مطلب : 4690

به گزارش فردای دارابداود میاندهی در ایرنا نوشت: کوچه و خیابان درماتم است، تن پوش مشکی بر تن آدمها و شهر نشسته ؛ بلندگوها ولوله به پا کرده اند و خیابان ها شلوغ است اما با این حال جوانان در کوچه پس کوچه های قدیمی شهر داراب، هفت منبران را با اشتیاق طی می کنند و در هر منبر با خود و خدایشان خلوت می گزینند.

شلوغی مراجعان و صدای نوحه ای که در هر منبر از بلندگوها پخش می شود مانع خلوت جوانان با خودشان و خدایشان نیست؛ شمع هایشان را که روشن کردند و روی در و دیوار چسباندند، دست ها را به هم می فشارند، چشم ها را می بندند و دیگر خودشان هستند و خدایشان که چه نجوا می کنند و چه حاجتی درخواست.
شهر داراب میان شیراز و بندرعباس واقع شده، در فاصله ۲۳۰ کیلومتری جنوب شرق شیراز؛ در مرکز این شهر بقعه امامزاده شاهزاده ابوالقاسم میعادگاه ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت است. به فاصله حدود ۲۰۰ متر از میدان انقلاب شهر داراب به سمت شرق می توانی از خیابان سعدی وارد کوچه امامزاده قاسم شوی. اینجا ایستگاه و در واقع منبر نخست کسانی است که برای شرکت در آیین هفت منبران آمده اند.
در تشریح نسب امامزاده ابوالقاسم آمده یکی از فرزندزادگان حضرت امام موسی بن جعفر (ع) است.
آیین هفت منبران یا به زبان دارابی ها هفت منبرون هر سال از عصر روز تاسوعا شروع می شود و تا پاسی از شب ادامه می یابد.
کسی تاریخچه دقیقی از این آیین سنتی نقل نکرده که از چه زمانی شروع شده است اما نکته قابل توجه اینکه بیشتر کسانی که این آیین سنتی و تاریخی را اجرا می کنند جوانان و بانوان هستند.
درواقع این، آیینی برای ادای نذر و حاجات است و اگر این روزها همراه با بانوان برخی مردان نیز حضور دارند اما از گذشته معروف است که آیین، آیین نذری بانوان است.
هزاران جوان، زن و مرد هرساله بدون دعوت یا فراخوان و تبلیغ از داراب یا شهرها و مناطق اطراف خود را به این محله تاریخی می رسانند تا در آیین هفت منبران شرکت کنند.
براساس این آیین قدیمی حاجتمندان هرکدام شمع به دست هفت منبر را به عنوان زیارتگاهی محل خلوت و رازونیاز با خدایشان قرار می دهند و این هفت منبر نیز غیر از آرامگاه امامزاده قاسم، محل قدیم سکونت چند سید مخلص و پرهیزگار بوده که گفته می شود از زمان صفویه در این محل ها زندگی می کرده اند.
غیر از منزل ششم که با پارچه نوشته ‘مرقد بی بی خاتون’ به عنوان یکی از زنان پاکدامن در زمان صفویه معرفی می شود، سایر منزل ها یا همان منبرها محل سکونت چند سید و مرد شناخته شده در گذشته بوده که حالا البته محل زندگی شهروندان دیگری است.
اما شهروندانی که در این خانه ها سکونت دارند، عصر تاسوعا درهای خانه هایشان را باز نگه می دارند و مردم برای ورود به آنجا و روشن کردن شمع و رازونیاز از صاحبخانه دیگر اجازه نمی گیرند؛ در برخی منازل حتی صاحبخانه اسباب پذیرایی برای شهروندان نیز فراهم می کند.
از قدیم این اعتقاد سینه به سینه به مردم رسیده و منتقل شده که در هفت منزل افرادی مومن و پرهیزگار زندگی می کرده اند و مردم در زمان سکونتشان و نیز بعد از فوتشان با حضور در این منازل، نیت می کردند و از این فرصت به عنوان بهانه ای برای رازونیاز و خلوت با پروردگار خود استفاده می کنند.
حضور مردم در هفت منبران حدود عصر، وقتی گرمای هوا دارد از تن شهر آهسته آهسته جدا می شود، شکل می گیرد اما پس از غروب آفتاب بیشتر می شود؛ عمده مراجعان بانوان هستند بویژه دختران جوان یا زوج هایی که همراه با همسران یا به اتفاق خانواده برای روشن کردن شمع در هفت منزل به خیابان سعدی داراب می آیند.
در مبادی ورودی امامزاده ابوالقاسم بویژه در کوچه های منتهی به هفت منزل، کسب و کار عده ای نیز رونق گرفته است؛ سه بسته شمع، هزارتومان؛ بیشتر جوانان هستند که از این فرصت استفاده کرده اند و خود را دراجرای این آیین سنتی شریک می کنند.
اگر بخواهی حاجتت را به شمع های هفت منبران گره بزنی ابتدا باید وارد حریم معنوی امامزاده شوی، مردانه و زنانه از همان ورودی حیاط امامزاده جداست، زنان و مردانی که اغلب با خانواده آمده اند جلوی در ورودی امامزاده ناگزیر از هم جدا می شوند، بعد از چند دقیقه دوباره به هم می پیوندند تا وارد منبرهای بعدی شوند.
محل ورود به منبر دوم در نبش خیابان سعدی قرار دارد، خانه ای خشتی و قدیمی که در ورودی آن چند پله پایین تر است؛ شلوغ است و خانم ها و آقایان در کنار هم وارد و خارج می شوند؛ به زور سرمان را پایین می آوریم و وارد می شویم.
دالان ورودی منزل دوم، با لامپ ۱۰۰ روشن شده، چند طاقچه کوچک که تعدادی شمع در آن روشن است کمک می کند به فضای معنوی محیط آشنا شوی. در حیاط خانه یک نخل نحیف و پیر در کنار چند درخت نارنج به چشم می خورد؛ عده ای در گوشه ای از حیاط نشسته اند، معلوم نیست مهمان هستند و خستگی در می کنند یا صاحبخانه؛ کسی سوالی نمی پرسد، همه پشت سر هم وارد حیاط بعدی می شوند، جایی که محل منبر دوم است؛ زمینی محصور در قالب دیوارهای خشتی و زخم خورده.
دیوار روبه رویی که بخشی از ساختمان منزل تازه ساختی است مثل عبادتگاهی می درخشد؛ شمع های زیادی روی دیوار روشن شده و عده ای نیز روی دیوارهای خشتی و گلی درحال روشن کردن شمع هستند.
چند پیرزن هم در بین مراجعان مشاهده می شود اما بیشتر افراد جوانان و بویژه دختران هستند. از منزل دوم خارج می شویم و به کوچه شهید ابوالفتحی می رسیم. در واقع داریم وارد محله ریگ آباد شهر داراب می شویم. این محله از محله های قدیمی و تاریخی داراب است که مسجد جامع داراب نیز در همان حوالی وجود دارد؛ برخی خانه های خشتی خراب و خانه های نو ساخته شده اما بافت غالب محله گلی و خشتی است؛ ترکیبی ناجور که مثل وصله ای ناهمگون بر تن این محله زار می زند. قسمت هایی از کوچه خاکی مانده و هنوز آسفالت نشده است.
بعد از حسینیه ریگ آباد و منزل سوم که روبه روی این حسینیه قرار دارد، منزل چهارم نیز در کوچه بعدی روی دیوار کوچه مشاهده می شود، بعد از آن وارد منزل پنجم می شویم.
به نظر می رسد اینجا محل زندگی سیدی مشهور بوده که زندگینامه ای از او روی چند پلاکارد بزرگ نقل کرده اند؛ حضور مراجعان اینجا بیشتر و توقفشان نیز بیشتر است.
در یکی ازپلاکاردها نوشته شده است: عالم و عارف ربانی آقا سید محمد کمونه ثانی، نقیب و متولی حرمین حضرت علی و سیدالشهدا(ع) و زعیم شیعیان عراق در زمان صفویان بوده اند. نسب این سید جلیل القدر به امام زین العابدین (ع) می رسد که ایشان به دلیل اختلاف با دولت عثمانی در زمان صفویه به ایران مهاجرت و در شهرستان داراب فوت کرده اند. در ادامه این پلاکارد آمده که حسینیه ریگ آباد نخستین حسینیه در داراب بوده که توسط ایشان بنا نهاده شده است.
آقا سید ریحان الله کمانه و آقا سید حسین بزرگ دارابی نوه آقا سید محمد کمونه نیز از دیگر مردانی هستند که در پلاکاردهایی در این مکان معرفی شده اند.
پایین این پلاکاردها نشان سازمان میراث فرهنگی نیز ثبت شده است.
منزل ششم که در نزدیکی این منبر قرار دارد، درواقع خانه فردی است که در آنجا سکونت ادامه دارد؛ محل ورودی خانه نوشته شده مقبره جده سادات مقبره بی بی دختر.
وارد که می شویم بانویی جلوی در ایستاده، صندوقچه کوچک چوبی منبت کاری شده حاوی چندین سکه پول در دست دارد؛ می گویند این سکه را بر می داری و نذر می کنی، اگر به حاجتت رسیدی، سال آینده چندین سکه می آوری. بوی اسفند و صدای نوحه ای که از بلندگو پخش می شود همه را در فضایی خاص قرار داده است و بیشتر مراجعان در حال راز و نیاز و زیارت هستند. مقبره در واقع در اتاقی قرار دارد که محل سکونت شهروندی است. از او درباره اینجا می پرسم، می گوید: اینجا را چند سال پیش خریده ایم، مال آقایی به نام…. بوده است، نباید می فروخته اند چون جد اندر جد اینجا می زیسته اند، اما خب، حالا ما زندگی می کنیم. اینجا مقبره بانوی مومنه و پرهیزگاری بوده که مجرد هم مانده است. این مرد می گوید خیلی ها بویژه بانوانی که بچه دار نمی شوند اینجا به بهانه زیارت این بانو، حاجتشان را نجوا می کنند و خیلی ها نیز بعدها می آیند و می گویند حاجت گرفته اند، مثلا این لیوان های شیر که درحال توزیع است توسط فردی که حاجت گرفته آورده شده است.
منبرهای بعدی درواقع چیزی شبیه یک دیوار یا تخت یا میله ای فلزی درون حیاط منازل شهروندان بود، اما درهای خانه ها باز و شهروندان نیز هرلحظه بر شمارشان بیشتر می شد؛ هرچه به منبرهای بعدی نزدیک تر می شویم، چهره خانه ها نیز نو تر می شود؛ خانه هایی که بازسازی شده اند. در این خانه ها نشانی قدیمی از منبرهای قدیم وجود ندارد اما مردم آمده اند و سر جای دیوارهای خشتی قدیمی- که حالا دیوارهایی آجری یا کاشی کاری شده وجود دارد- شمع هایشان را روشن می کنند. درواقع تخریب بناهای قدیمی هم مانع ادای این آیین سنتی و مذهبی نشده و صاحب این خانه ها هم به خودشان اجازه نداده اند که جلوی مردم را بگیرند.
انتهای کوچه و منزل هفتم تقریبا به خیابان سلمان فارسی می رسد؛ کسانی که آخرین منزل را نیز با روشن کردن شمع و تکرار حاجاتشان پشت سر گذاشته اند سعی می کنند برگردند و خود را به امامزاده ابوالقاسم برسانند تا بتوانند در آیین عزاداری شب عاشورا شرکت کنند.
درحال برگشت می بینیم که شمار افراد درحال ورود به محله ریگ آباد، درحال افزایش است؛ خیلی ها این ساعت که هوا خنک تر است را برای روشن کردن شمع انتخاب کرده اند؛ مراسمی که برای اجرای آن هیچ فرد یا گروهی کسی را دعوت نکرده است.
یکی از شرکت کنندگان در این مراسم که خود را ‘ محمد صادق’ معرفی می کند حس خوب سادگی آیین هفت منبران و حضور خانوادگی مردم حاجتمند در این کوچه های خاکی و تاریک محله تاریخی داراب را از ویژگی های خوب این آیین می داند و معتقد است: این خیلی خوب است که این محله سادگی خود را حفظ کرده اما بد نیست با توجه به شمار زیاد مراجعان، این کوچه ها اندکی ساماندهی و حداقل آسفالت شود.
یکی دیگر از افراد می گوید این آیین و مراکز باید بیشتر معرفی شود، خیلی از مردم هنوز نمی دانند که عصر تاسوعا این تعداد زیاد از جمعیت هر سال به اینجا می آیند و حاجت خود را با روشن کردن شمع در فضایی معنوی با خدای خود درمیان می گذارند؛ بد نیست این فضای مردمی و معنوی خودجوش که حال و هوای خاصی دارد توسط مردم تجربه شود.
هفت منبران نزد شمار زیادی از شهروندان داراب به عنوان آیینی مذهبی – فرهنگی به شمار می رود که موجب می شود برخی مردم برحسب اعتقادات خود در این محل ها حاضر شوند، نیت کنند، حاجت بطلبند و در این رهگذر نیز نذری خود را ادا کنند؛ عده ای البته اعتقاد دارند که این باورهای پاک و زلال مردمی که به بهانه این مناسبت و منازل تاریخی از گذشته جاری بوده نباید از بین برود اما درعین حال نباید دستمایه ای برای ساخت بدعتها و زیارتگاه های جدید قرار گیرد.
۱۰۰۸
گزارش از : داود میاندهی

یک پاسخ به “برگزاری آیین هفت منبران در داراب؛اشک ریزان شمع ها در خلوت حاجتمندان جوان”

  1. غلامحسین مهرابی گفت:

    درود بر جناب میاندهی عزیز که این سنت دارابیان را ثبت نمودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + چهار =