×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۴ شهریور - ۱۳۹۸  
false
true
خودم داخلم !!!

جلیل سلمان؛داراب آنلاین-الهی صدهزار مرتبه شکر که اصطلاحی به نام «وظیفه شرعی» وجود دارد تا با استناد به آن برخی از عزیزانِ دل یک شبه و یکهویی مثل ماست-منظورم همان سلفی بود-اسلام را در خطر ببینند و پیرو آن هم نسبت به اسلام و انقلاب و مردم «احساس تکلیف» کنند و بدون هماهنگی قبلی وارد عرصه پر رمز و راز انتخابات شوند و قطعا هم پیش بینی آنها این است که بهارستانی شوند.باز هم الهی شکر، فقط سؤال اینجاست که چرا بقیه مردم، اسلام و انقلاب را در خطر نمی بینند و این عزیزان با چه چشمی می بینند که ما با عینک ته استکانی و ریبون و دمپایی انگشتی نمی بینیم خدا عالم است.حالا این دوستان اگر احساس تکلیفِ یکهویی نکنند چه می شود؟!

باز خدا را شکر که این
عزیزان دل هستند که احساس تکلیف کنند وگرنه امثال ما که هرچه دوستان اصرار می کنند
بیاییم و احساس تکلیف کنیم، نمی کنیم.حالا چرا نمی کنیم بماند برای بعد از
انتخابات.

با انتشار اولین لیست
کاندیداهای احتمالی داراب و زرین دشت که به تازگی منتشر شده و مثل نوک تیز یک پر
کاه به تخم چشمم نشسته است به یاد این مطلب افتادم که تعداد زیاد شرکت کنندگان، با
این ضرب المثل قدیمی خیلی تناسب دارد که گفته اند: «سنگ بزرگ نشانه نزدن
است»…هرچند که ضرب المثل بیخودی است اما این احساس تکلیف که در این دوره دارد
همگانی و اپیدمی می شود به بابای من هم سرایت کرده و قیچی و مترش را زمین گذاشته و
پایش را در یک پاچه کرده و اصرار دارد که کاندید شود.از خدمتش می پرسم میخواهی
کاندید چه بشوی پدرم؟ می گوید: انتباخات ! حالا شما حدیث مفصل بخوان از این
مجمل…

نکته اساسی در این لیست،
تعداد زیاد شرکت کنندگان احتمالی از هر منطقه است که هرچه حساب و کتاب می کنم می
بینم هیچ انسان عاقلی با این وضعیت کاندید نشود بهتر است.حالا برخی از چهره های حق
به جانب بزاق دهانشان را پایین می دهند و می گویند: ما پایگاه مردمی داریم، به شما
چه؟ درست می گویند خب.فضولیش به ما نیامده.در ثانی، دخالت در امر کاندیداها با این
اعتماد به نفسی که اطرافیانشان دائما از پس و پیش به آنها تلقین می کنند کار عبثی
است.پس نهایتاً همان کلمه «خفه» را که مرحمت نمایند برای ما کافیست.

اما باز فضولی ما گُل می
کند و در ذهنمان دودوتا می کنیم و می بینیم احتمال اینکه خودمان داخل مجلس شویم از
همه این عزیزان بیشتر است.چرا؟ دلیلش را خدمتتان عرض می کنم.فقط یک گوش شنوا و یک
آدم محاسبه گر می خواهم.

کلاً انتخابات دو حالت
دارد، حالت اول و حالت دوم.عجب جمله حکیمانه ای گفتم!

در حالت اول؛ کاندیداها با
هم دوست می شوند و با هم کنار می آیند.خب که چی؟ صبرکن عرض می کنم.

اگر با هم دوست شوند به
احترام همدیگر در رودربایستی قرار می گیرند و بهم تعارف می کنند که اول شما بفرما
کاندید شو و از این حرفها ، که تَه ماجرا می شود اینکه؛ تا برای هم تعارف تکه پاره
می کنند من خودم کاندید می شوم و مثل ماست کیسه، بهارستانی می شوم.

در حالت دوم؛ کاندیداها با
هم دشمن می مانند و با هم کنار نمی آیند، که در این حالت ، تا مشغول زیرآب زنی
همدیگر هستند من می جنبم و کاندید می شوم و مثل همان ماست کیسه قبلی بهارستانی می
شوم.

یک حالت سومی هم وجود دارد
و آن محرمانه است اما چون همشهری هستیم خدمتتان عرض می کنم.

حالت سوم؛ اگر من هم احساس
تکلیف نکنم و وارد عرصه انتخابات نشوم، که در این حالت، به علت تعدد کاندیداهایی
که احساس تکلیف کرده اند آرا قطعه قطعه و تکه پاره شده و جِر خورده می شود و
هیچکدام از این عزیزان دل رأی لازم برای ورود به بهارستان را کسب نمی کنند و
انتخابات به دور دوم می رود و یک شخص ثالثی از صندوق بیرون خواهد آمد که البته از
همه بیشتر احساس تکلیف می کند.

پس ترافیک کاندیداها در
شرایط فعلی برحسب احساس تکلیف جواب نمیدهد و بهتر است عزیزان دل بی خیال کاندید
شدن بشوند.والله ثواب هم دارد. بنابراین‌ در هر سه حالت اگر من حتی احساس تکلیف هم
نکنم ، خودم داخلم و شما هم الکی خودتان را خسته نکنید.تا بچه های بالا نفهمیدن،
بروم دنبال جمع کردن رأی…

در پایان عرایضم اگر مشورت لازم داشتید من هستم.

true
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true